همه بگین سحر داره مامان میشه!!!
نمی دونستم چه جوری و چه وقتی به خانواده هامون خبر بدم که دارن نوه دار میشن تا اینکه یه فکر خوب به ذهنم رسید خانواده بابایی که رفتن مسافرت، رفتن بوشهر، فعلاً اونا به بعد موکول شدن. تصمیم گرفتیم بریم پیک نیک با مامانم اینا اونجا این نقشه رو عملی کنیم. اون موقع یک هفته بود می دونستم از بس به مامانم نگفته بودم داشتم خفه میشدم . رفتیم پارک پالایشگاه، همش دوست داشتم زودتر نقشه رو عملی کنم ولی بابایی نشسته بود با پدربزرگ آینده تخته بازی می کرد و منم هی حرص می خوردم تا بالاخره بابایی اومد می خواست از همه مون یک عکس دسته جمعی بگیره ، همینطور که دوربین رو گرفته بود اونو گذاشته بود روی حالت فیلم و هی می گفت سحر درست بشین ...
نویسنده :
مامان نی نی ناز
8:27




